تبليغاتX
Alkipides - http://sarbedaritanha.persianblog.com/

حرف را باید زد،

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن بودن پندار سرور آور مهر

آشنایی با شور؟

و جدایی با درد؟

و نشستن در بهت فراموشی

یا غرق غرور؟

سینه ام آینه ایست با غباری از غم

تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

آشیان تهی دست مرا

مرغ دستان تو پُر می سازند

آه مگذار که دستان من آن

اعتمادی که به دستان تو دارد

به فراموشیها بسپارد

آه مگذار که مرغان سپید دستت

دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد


من چه می گویم ...آه

با تو اکنون چه فراموشیها

با من اکنون چه نشستنها

خاموشیهاست

تو مپندار که خاموشی من

هست برهان فراموشی من


من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی خیزند !

 این شعر رو از وبلاگ ttp://sarbedaritanha.persianblog.com/   دزدیدم.
+ نوشته شده توسط ENIGMA در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 21:33 |