تبليغاتX
Alkipides
تقدیم به اونکه با صدق و صفاش زندگی رو رنگ زندگی میبخشه

 

شب خسته بود از درنگ سیاهش

من سایه ام را به میخانه بردم

هی ریختم خورد، هی ریخت خوردم

خود را به آن لحطه عالی، خوب و خالی سپردم.

 

با هم شنیدیم و دیدیم

میخواره ها و سیه مستها را

و جامهایی که می خورد بر هم

و شیشه هایی که پر بود و میماند خالی

و چشمها را و حیرانی دستها را.

+ نوشته شده توسط ENIGMA در جمعه بیست و دوم تیر 1386 و ساعت 16:12 |

حرف را باید زد،

درد را باید گفت

سخن از مهر من و جور تو نیست

سخن از متلاشی شدن دوستی است

و عبث بودن بودن پندار سرور آور مهر

آشنایی با شور؟

و جدایی با درد؟

و نشستن در بهت فراموشی

یا غرق غرور؟

سینه ام آینه ایست با غباری از غم

تو به لبخندی از این آینه بزدای غبار

آشیان تهی دست مرا

مرغ دستان تو پُر می سازند

آه مگذار که دستان من آن

اعتمادی که به دستان تو دارد

به فراموشیها بسپارد

آه مگذار که مرغان سپید دستت

دست پر مهر مرا سرد و تهی بگذارد


من چه می گویم ...آه

با تو اکنون چه فراموشیها

با من اکنون چه نشستنها

خاموشیهاست

تو مپندار که خاموشی من

هست برهان فراموشی من


من اگر برخیزم

تو اگر برخیزی

همه برمی خیزند !

 این شعر رو از وبلاگ ttp://sarbedaritanha.persianblog.com/   دزدیدم.
+ نوشته شده توسط ENIGMA در پنجشنبه چهاردهم تیر 1386 و ساعت 21:33 |
 

 

اگر آنچه تو میخواهی آن نیست که من می خواهم لطفاْ سعی کن نگویی آنچه من می خواهم اشتباه است.

یا اگر اعتقادات من با تو متفاوت است حداقل پیش از آنکه نظر من را اصلاح کنی کمی تامل کن.

یا اگر در شرایط یکسان احساسات و هیجانات من کمتر یا بیشتر از تو است لطفاْ سعی نکن از من بخواهی تا احساسی قویتر یا ضعیفتر داشته باشم.

یا حتی اگر من طبق روشی که تو برای رفتار طرح کردی ای عمل نمیکنم یا از آن قصور می ورزم اجازه بده که خودم باشم.

از تو نمیخواهم که حداقل برای چند لحظه هم که شده مرا درک کنی. فقط آن زمانیکه بپزیری از تغییر من به یک مشابه از خودت دست برداری این اتفاق خواهد افتاد.

ممکن است من همسر تو فرزند تو پدر تو یا مادر تو دوست تو یا همکار تو باشم اگر به خود اجازه بدهی که خواسته های من یا احساسات من یا اعتقادات من یا رفتار من را با روحیه باز بنگری روزی فرا خواهد رسید که اعمال من آنقدر ها هم اشتباه به نظر نمیرسد و نهایتاْ ممکن است در مورد من در نظر تو صحیح جلوه کند.

با من کنار آمدن قدم اول درک من میباشد.

نه اینکه را و روش مرا دقیقاْ برای خود بپذیری و نه اینکه از من رنجیده و مایوس شوی به خاطر اینکه اینطور بنطر میرسد که برای خود راه جداگانه ای را انتخاب کرده ام.

و نهایتاْ پس از شناخت من ممکن است که تفاوتها را حفظ و حتی پرورش دهی.

----------------------------------------------------------------------------------------------------

متن فوق برگرفته از کتابی است به نام "من که هستم"خیلی خوشم آمد و گفتم ترجمه اش کنم تا دیگران هم خوش شون بیاد.

+ نوشته شده توسط ENIGMA در یکشنبه دهم تیر 1386 و ساعت 17:8 |